خرید بک لینک
اگه نوازشت کرد و بلد نبود آروم نوک انگشتش رو بکشه روی مرمر نرم تنت ، اگه بوسیدت و بلد نبود بعدش تو چشمات نگاه کنه ، اگه دلت گرفته بود و عرضه نداشت تو رو بخندونه ، اگه کنارت زیر بارون قدم نزد و محو تماشا کردن صورت خیست نشد ، اگه موهات تو باد رقصید و برات نمرد ، اگه کنارت بیدار نموند وقتی خوابی و به موسیقی دلچسب نفس کشیدنت فکر نکرد ، اگه موهاتو بافتی و نمی دونست باید نشون بده که جقدر دلش می خواد خودشو حبس کنه لای موهات ، اگه برات شعر نخوند ، اگه نمی دونست بعد از فیلم غمگین دیدن حوصله بحث نداری و دلت بغل می خواد ، اگه نمی دونست باید برات فقط یه شاخه گل بخره بی تزئین با یه کلاف دورش ، اگه نمی دونست از ماشین های بزرگ می ترسی ، اگه بهت پیشنهاد نداد بستنی بخورین تو خیابون ، اگه کف دستتو نبوسید به هر بهونه ای ، اگه نمی دونست از تاریکی می ترسی ، اگه قبل از تو خوابش برد ، اگه ترکت کرد ، اگه دوستت نداشت ، خسته نشو ازش . این وقتا ، به این فکر کن که مردی بود که این همه تو رو بلد بود ، ولی ازش خسته شدی . یه جایِ امن جهان ، آروم بگیر پرنده خسته ....... راستی ، این نامه آخر من بود برات . از ساحل امنت - هروقت که پیدا شد - برام نامه بفرست . نشونیت رو برام بفرست . بده که ندونم کجایی . خبرم کن که بدونم آغوش امنی اهلیت کرده ، جانِ جهان .که دست بردارم از نگرانت بودن . دلم تنگ شده برای آرامش ... پی نوشت : می دونی چیه . حتا میتونم عاشق کسی باشم که عاشقت کنه . اگه بدونم می خندی. ♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 22:45 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 16 فروردين 1403 ساعت: 21:11

صفحه بندی